تبليغاتX
ملودی میلاد
ملودی میلاد
قالب وبلاگ
ملودی من به کما رفت

اما اعضایش را پیوند نخواهم داد!

[ پنجشنبه 1391/02/28 ] [ 18:37 ] [ میلاد ] [ ]
خدایا

سپاس به خاطر این همه طاقتی که به من دادی

هنوز خرده نفسی

نیمه جانی

برایم باقی مانده

هنوز کم نیاورده ام

[ جمعه 1391/02/22 ] [ 18:1 ] [ میلاد ] [ ]

روبروی آینه می ایستد

یقه اش را صاف می کند

پلکی می زند

چشمانش را با آن مژه های بلندش خیلی دوست دارد

نگاهی به آنها می اندازد

وبا اشتیاق زیر لب زمزمه می کند

"اینها مال توست"

دستی به ابروهای در همش می کشد

آنها را مرتب می کند

و باز زیر لب می گوید

"اینها هم مال توست "

نگاهی به بینی اش می اندازد

کمی بزرگ و شاید بدنما باشد

زیر لب می گوید

کاریش نمی شود کرد ، اینها را هم بپذیر

لبخندی می زند

صورتش گشاده می شود

و چشمان سبزش برقی می زند

زیر لب باز می گوید

"ناقابل است تقدیم به تو"

دستی به موهای خرمایی نیمه بلندش می کشد

و مرتبشان می کند

و با روحی سرشار از نشاط

که پیداست مال کیست

به استقبالش می رود

 

 

[ یکشنبه 1391/02/17 ] [ 19:51 ] [ میلاد ] [ ]
چشم باز کن

این منم که روبروی تو ایستاده ام 

مثل تو ز روزگار خسته ام

آدمم

ولی از آدمان دل بریده ام

مثل خوک در لجن

در کثافتیم

غلط می زنیم و مست می خوریم

چشم ببند

این همه جسم پلید

بر تن سپید تو زخم می زند

جنس تو غیر از این گلِ است 

خاک تو

خاک رویش مریم است

جنس تو جنس نرگس است

برو

ولی دمی بمان

دمی به جان خسته ام بده

نفس نمی توان کشید

دست و پای من میان گور بسته است

مرا به آسمان ببر

[ دوشنبه 1391/02/04 ] [ 20:26 ] [ میلاد ] [ ]

به حرفهایم توجهی نکردی

بردم آنها را پشت دیوار دلت نوشتم

هر وقت چشمت بهشان افتاد

حتی اگر نخواستی بخوانی ، نخوان

اما برای اینکه دیوارت را خط خطی کرده ام

دشنامی بده

این گونه می دانم

که هنوز هم به من توجه داری!

 

[ یکشنبه 1391/01/27 ] [ 0:57 ] [ میلاد ] [ ]

مردی که درون من است هیچ نمی گوید

تنها می ایستد

دست به سینه می ایستد

رو برو را نگاه می کند

به من پشت کرده !

اما می دانم به گوشه ای خیره شده است

مردی که درون من است تنها سکوت می کند

و این سکوت مرگبارش چند وقتی می شود که با من است

تازگی ها آبستن مردی در درونم هستم

که حضورش را همیشه احساس می کنم

آزارم می دهد

مدام لگدهایی که به ذهن و فکرم می زند احساس می کنم

نمی دانم از کجا آمد

اما می دانم تخمش را مدتی بعد از اینکه رفتی در من کاشتی

هیچ گاه به من رو نشان نمی دهد

نمی دانم شبیه کداممان شده است

سکوتش مثل من

و آزارش چون توست

نمی دانم که به دنیا خواهد آمد

یا سقط خواهد شد

هنوز نه ماه نیست که اینگونه ام

امیدوارم آن روز که به دنیا می آید دوستش داشته باشم

امیدوارم آن روز یک مرد سر راهی نشود!

باز هم سکوت می کنی ، امیدوارم روزی به دنیا بیایی و زبان باز کنی

تا بدانم از جانم چه می خواهی

گاهی با خود فکر می کنم که روانی شده ام

گاهی با خودم حرف می زنم

خود را می زنم ، تعادلم را از دست داده ام

اگر شما هم روانی خطابم کنید ناراحت نمی شوم

روانی ، روانی است دیگر

کاریش نمی شود کرد

شاید روزی خودم را کشتم

و من می میمیرم با مردی در من

آنروز دیگر نخواهی بود

شاید گناهم دوبرابر شود

اما نه من یک روانی ترسو نیستم

می مانم و به بلوغ می رسانمت

آنقدر می مانم تا به دنیا بیایی

 

[ شنبه 1391/01/19 ] [ 20:49 ] [ میلاد ] [ ]

نمی دانم تو آمدی

یا من به تو رسیدم

اما هرچه بود

خیالی خام بود

تو رفتی

و من هنوز مانده ام!!

[ پنجشنبه 1391/01/17 ] [ 20:28 ] [ میلاد ] [ ]
دلت را برده بودم

آمدی احساسم را بردی

تو سارق زندگی من هستی

تو

سارق روزهای طلایی عمر منی

[ دوشنبه 1391/01/07 ] [ 23:46 ] [ میلاد ] [ ]
یک سال برفت و سال دیگر آمد

ای کاش که روزهامان همگی نو باشند

................................................................

سال جدید رو بر همه آریایی های بزرگ که عاشق ایران هستن تبریک میگم

انشاا... که برای همتون سال جدید ، پر از روزهای ناب باشه

[ دوشنبه 1390/12/29 ] [ 13:53 ] [ میلاد ] [ ]

خانه من حیاط کوچکی دارد

جای حتی یک شاخه گل را هم ندارد

فقط میشود یک صندلی کنار دیوارش گذاشت

و با سازی که بین دیوارهای کوتاه حیاط گیر نکند آهنگ زد

دلم می خواست حیاط خانه ام پر از صفا بود

پر از گل

پر از درخت

اما حیف که نمی شود

اما باز خدا را شکر

خانه همسایه ام

حیاط دلگشایی دارد

پر از صفا است ، پر از عطر زندگی

میان حیاطش یک درخت اقاقی است

خدا را شکر همیشه سبز است

سایه اش همیشه بر خانه ام طراوت می بخشد

و من همیشه زیر سایه اش می نشینم

و می نوازم

همیشه پایدار باشی همسایه

و سایه اقاقی ات همیشه برقرار

[ یکشنبه 1390/12/21 ] [ 19:56 ] [ میلاد ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

اونی که سایه اش صورتیه یعنی با همه فرق داره
و من سایه صورتی هستم.
...........................................
شاید زیبا نباشند
شاید اصلا خواندنی نباشند
اما چون خود نوشته ام
برایم ارزش دارند
پس جانب امانت را رعایت کن
باتشکر:سایه صورتی
لینک دوستان
امکانات وب